متين پسر پاييزي منمتين پسر پاييزي من، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره
آرتين پسر پاييزي منآرتين پسر پاييزي من، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

پسرهاي پاییزی من

متین من: هستـــــــی که هستـــــم

متین من روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی این روزها...   همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل   ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست   تو تمام دلخوشي و عمر و زندگي مني عزيزم.   ...
28 خرداد 1392

در آتلیه ...

متین من هستی من دوستت دارم دیروز 27/3/92 رفتیم آتلیه  وای متین جونم اصلا دل تو دلم نیست از بس که عکسات قشنگ شدن گیج شدم نمیدونم چند تا انتخاب کنم کار آتلیه رو خیلی دوس داشتم و همه ی عکسات بنظرم قشنگی خاص خودش داره واقعا نمیتونم بگم کدوم زیباتر شده خیلی همکاری کردی و عکسای خوب و زیادی گرفتیم هر دکوری که خانم عکاس می چیدن تو دوس داشتی با دوچرخه عکس گرفتی با توپ با قفسه عروسک با هواپیما چوبی و رنگ بازی و... خلا صه اینکه  با کلی زحمت باید آماده ت میکردیم واسه دکور بعد ودل کندن  از اون دکور کار سختی بود البته خندیدنت کارسختی نبود چون همش روی لبات لبخند بود کار خانم عک...
28 خرداد 1392

متین من به یاد داشته باش

  از خـ♥ــدا دیگر هیچ نمیخواهم دیگر هیچ آرزویی ندارم رویایم را میخواستم که به آن رسیدم دنیا را میخواستم که آن را بدست آوردم رویایی که همان دنیای من است تویی که همان دنیایی منی .. متین من تمام وجود من بریم ادامه مطلب دلنوشته هام هیچ وقت فراموش نکن:     امروز ٢٠خرداد ٩٢ ساعت 3:32   صبح هست ومن غرق احساساتم ومیخوام با پسرخودم حرف بزنم و میخوام کمی از تجربیات زندگیم واست بگم   پسر عزیزم ،عشق من ،قلب من هدف من از ساخت این وبلاگ این هست که خاطرات خودم باتو برایت بنویسم ،از زمانی که متولد شدی لحظه به لحظه با هم بودیم،هر جا می رفتم تو را مانند پا...
22 خرداد 1392

اسم انتخابی من واسه دوقلوها

متین جونی همونطور که تو پست قبلی گفتم یکی از دوقلوها  اسمش آناهیتا هست و اون یکی اسم واسش انتخاب نکرده بودن پیشنهادهای زیادی بود که بین این اسمها آنیتا - آناهید- آوا - آیلین   اسمی که من انتخاب کردم بنیتا بود که اول اسمش با بقیه فرق میکرد معنی اسم بنیتا یعنی دختر بی همتای من که من که خاله آخری این دوقلوها میشم بنیتا انتخاب کردم خیلی اصرار کردم باید این اسم بذارین که موفق شدم و اون یکی شد بنیتا   خلاصه اینکه هر روز من باید برم این دو خوشکل ببینم وای خیلی نازن متین تو روهم بردم پیش شون ولی فکرمیکنی عروسکن از بس کوچولون دیروز هم یک ماشین اسباب بازی حسین داد دستت وقتی وارد اتاق که دوقلوها بودن...
16 خرداد 1392

دوقلــــــــــوها بـدنیا اومدن

متین من درتاریخ ١٣/٣/٩٢  دوقلوهای خاله میترا بدنیا اومدن وای خداروشکر خیلی خوشحالم مامانی بی صبرانه منتظرم صبح بشه برم ببینمشون   متین جان دوقلوها هر دو دختر هستن وبه سلامتی بدنیا اومدن خواهرجان قدم نو رسیده مبارک انشا ء الله که در سایه ی خداوند حق تعالی و به فرخندگی این روز مبارک همواره سلامتی و شادابی براتون آرزومندم واینکه خیلی واسه خواهرمهربونم خوشحالم بعدهم واسه بچه هاش که سلامت هستن من این خواهرم یعنی خاله میترا رو خیلی دوس دارم ٤سال اختلاف سنی داریم از بچگی همیشه باهم بودیم اتاق هامون یکی بود خیلی هم دوس داشتیم هرشب باهم درد ودل میکردیم وحرف میزدیم تا خوابمون ببره وحالاکه هردوتامون ازدواج کردیم ...
14 خرداد 1392

دعا برای نی نی های دوقلو

متین پسرم هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشیم اولین تلفنی که به خونمون میشه خاله میترا هست هر روز برای اینکه باتو صحبت کنه بهت زنگ میزنه امروز دیدم تلفن نزد خودم تلفن برداشتم که بهش تماس بگیرم تا برداشتم خاله میترا پشت خط بود صداش میلرزید وداشت گریه میکرد خیلی ترسیدم پرسیدم چی شده اونم با بغض گفت بستری هستم در بیمارستان دکتر بهم گفته قلب یکی از بچه ها خیلی خوب کار نمیکنه وگفتن بچه ها خیلی پایین هستن باید زودتر بدنیا بیان یکی از اونها در خطر هست الان ٣٦ هفته هستن وجنسیت هر دو رو دکتر دختر تشخیص داده خیلی حالم خراب شد نگران شدم شدید با وجود تو هم نمیتونم برم پیش خاله میترا چون تو رو راه نمیدن در بیمارستان و محیط بیمارستان برای بچه ها منا...
13 خرداد 1392

زلزله اومد

متین الان که دارم واست مینویسم خوابی ولی مامان که دیگه خوابش نمیبره اگه بدونی چقدرترسیده ام تا به الان زلزله ی ندیدم که اینقدر صدای بدی داشته باشه خیلی وحشتناک بود همین ٢٠دقیقه پیش شیراز زلزله اومد شدت ریشترش نمیدونم ماخواب بودیم ولی ازصدای زلزله وهمینطور لرزیدن زمین من ازخواب پریدم میخواستم توروبردارم از پله ها برم پایین که زلزله قطع شد با این که میدونم درزمان وقوع زلزله سست ترین جا پله ها هست ولی اون لحظه فقط به توفکرمیکردم وچیزدیگه واسم مهم نبوداین چند وقت اخیر زلزله هرجا اومده خسارت های زیادی داده ویران کرده سیستان وبلوچستان بوشهر واصفهان والانم شیراز خـــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــا شکـــــــــــــــ...
24 ارديبهشت 1392

درد ودل با متینم

پسرم نمی دانم وقتی این نوشته ها را می خوانی درکجا هستی وچه میکنی درهرصورت  می خواهم بدانی که همیشه و همیشه عشق مامان بودی و هستی و خواهی بود! دلبند مادر ، پسر بازیگوش مامان و بابا .  نمی دونم دل همه مامان ها این قدر برای بچه هاشون می لرزه یا من تو خرج کردن احساساتم دارم زیاده روی می کنم ؟ وقتی کوچک تر بودم و میشنیدم این جمله رو که : مادر نیستی که بدونی چی میگم . با خودم  فکر می کردم که این جمله ضرب المثل شده و همه مامان ها برای منت گذاشتن سر ما بچه ها این حرف رو می زنند . حالا وقتی به پسرم نگاه می کنم یاد حرف های مامانم میافتم و به خودم مغرور میشم و میگم : وای ! یعنی مامان من انقدر زیاد منو...
15 ارديبهشت 1392

شایعه ی که دنیا تموم میشه ونشد...

  سلام مامان روز بیست ویک دسامبر ٢٠١٢ شایعه شده بود که سه روز تاریکی همه کره زمین می گیره ودنیا تموم میشه  بخاطر اینکه همه کره ها وخورشید در یک خط قرار می گیرن ولی شایعه ی بیشترنبود واین اتفاق هرگز پیش نیامد و اون روز شیراز بارندگی بود وخیلی هم شدت اش زیاد بودو... واین که دنیا هنوزپابرجاست وکلی آدم رفتن سرکار ومن هم کلی خندیدم مامان گلم بدون یه همچین روزی توی زندگیت در یک سالگی ات  وجود داشته ولی چون تو اون موقع کوچولو بودی میدونم که یادت نمیمونه برای همین این مطلب رو برات نوشتم که بعدا متوجه بشی شایعه ی بیشتر نبوده خـــدایا… ✔بابت ↯      &nbs...
28 فروردين 1392