از پوشک گرفتن و دوسال 5 ماهگیِ ...
در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهار ها رسیده ام ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من از تو پر شده ست....... دیگه شبها با پوشک دوست نداشتی بخوابی از خواب بیدار میشدی وگریه میکردی تا پوشکت باز کنم به همین دلیل منم متوجه شدم مستقل شدی و دیگه بزرگ شدی از پوشک کردن خوشت نمیاد منم توی ذهنم از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم از پوشک بگیرمت که اینکارو قبل از فصل تابستون که هوا گرم میشه یعنی در تاریخ 27 فروردین از پوشک گرفتمت و تو خیلی باهام همکاری کردی ... و من این روزها بیشتر از همیشه خدا را شاکرم که تو درجلوی چشمانم صحیح و ...









