متين پسر پاييزي منمتين پسر پاييزي من، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره
آرتين پسر پاييزي منآرتين پسر پاييزي من، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره

پسرهاي پاییزی من

متین بازیگوش ...

متینم آرام جانم این لحظه همه دنیا مال منه وقتی برای تو می نویسم ودستهای کوچولوت روی دستهای منه وبا انگشتهات روی دکمه های کیبورد می زنی وحروف اشتباهی به نوشته های من اضافه میکنی ومن باید هربار پاک کنم و دوباره کلمات درست بنویسم ؛وقتی سرت برمی گردونی ومامان نگاه میکنی وبهم میخندی دلم میخواد تا آخردنیا واسه تو بنویسم ...خدایا هزاران بار شکرت میکنم ؛مواظب خانواده کوچک من باش.     منم بیشتر شبها که خوابی  میام وبلاگت آپ می کنم ... این روزا متین خیلی شاکی هستش اگه یک چیزی بخواد و مابهش ندیم یا دور از دسترس باشه موهای خودش می کنه میزنه تو صورت خودش تا ماتسلیم بشیم واونی که می خواد بدست بیاره ولي...
23 دی 1391

عکسهای متین و بابا امین

    همه ببینن این پدرعاشق پیشه رو... بابا امین داره می گه: متین کوچولو کی بزرگ می شی با هم کشتی بگیریم قربون اون دستای کوچیک ات برم بابا جون...       این عکس هم در  موزه نارنجستان قوام هست که شما 4 ماه تون بود تفریحات عیدمونه عزیزم اینجا هم برای تفریح رفته بودیم میمند فصل گلاب گیری بود همه جاهم پربود ازگل محمدی که فضا روپرکرده بود این عکس هم با مادرلیلا و خاله ها رفتیم تفریح ...
23 دی 1391

حافظیه

سلام من اولین بارکه به حافظیه رفتم با بابا بزرگم (بابا مامانم) رفتم اون روز مامانم وبابام باهام نبودن واولین باربوده که بدون مامانم به تفریح رفته بودم تابستان بوده  ساعت ١٢ ظهراوایل شهریور بوده اون روز:   من تو این عکسها ٩ ماه بودم  فعلا یادم نیست که مامانم پیشم نیست تواین عکس خوشحالم بقیه عکسها در ادامه مطلب ببینین: الان تازه متوجه شدم مامانم پیشم نیست وزدم زیر گریه چون خیلی بی قراری می کردم بابا بزرگم زنگ می زنه به بابا ومامانم میان دنبالم الان ببینین آروم شدم چون دارم میرم سمت درب خروجی همین که مامان ودیدی یک لبخند قشنگی زدی معلوم بود دلت برای مامان ت...
23 دی 1391

ارزشمندترین هدیه زندگیم

متین من عشق را با تو می شناسم ، زندگی را با تو زیبا می بینم اگر گه گاهی چند خطی می نویسم به عشق تو است و اگر اینک نفس می کشم و زندگی میکنم به خاطر وجودتو هست قبل از هر چیز میخوام بدونی که من پیشت تو باشم یا نباشم ، توی این دنیا باشم یا نباشم تو همیشه در قلب منی و من با تمام وجودم دوستت دارم اینو فراموش نکن و همیشه به یاد داشته باش برای تو می نویسم ؛ ارزشمندترین هدیه زندگیم نمیدونم چطوراحساس قشنگ مادر بودنم رو برای تو بنویسم ؟ چطور از شادی هایم برایت بنویسم؟ از لحظه بدون تکرار دیدنت...تو اومدی و جای خالی بودنت رو توی زندگی مون پر کردی ...
21 دی 1391

متین دیشب ...

سلام مامانی دیشب نمیدونم چرا زیاد بهانه می گرفتی نق میزدی بداخلاق شده بودی من وبابا هم هرچی میدادیم دستت تا سرگرمت کنیم بازهم فایده نداشت منم سعی کردم ببرم بخوابونمت تا شاید اروم شی به سختی خوابیدی حدود یک ساعت سعی کردم تا خوابت برد تقریبا ساعت یک شب بود ولی حدود ساعت 5 صبح بیدار شده بودی رفته بودی روی کمربابای برای خودت آواز می خوندی موهای بابا رو می کندی وقتی خوب خسته ات شد    اومدی سراغ من که خیلی خوابم میومد چشمام باز نمیشد یکدفعه دیدم یک چیزی خورد توی سرم چشمام باز کردم دیدم با ماشین فلزی هات محکم زدی تو سرم خلاصه از خواب پریدم وخواب به کلی از سرم پرید   بلند شدم وبهت شیر دادم ل...
20 دی 1391

خدایا ممنونم

متین همه ی عمرم هیچ وقت اینجوری به شمارش روزهای زندگیم فکر نکرده بودم...الان که روزهای با تو بودن و با تو زندگی کردن رو می شمارم گذران عمر برام نمایان تر می شه و شرمنده تر از این که این عمر عجب میگذره و من غافل. تا وقتی حادثه ای شیرین مثل حضور تو نبود ، برام گذر این روزها هم مهم نبود... روزها و زندگی به روزمرگی می رسید وقتی نبودی و حالا که هستی شیرینی این روزها رو برام ثبت می کنی... هر روز با روز قبل فرق می کنی، بزرگ تر می شی، کارهای با مزه تر انجام می دی ... بعد از اومدنت به جرات می تونم بگم تا امروز هیچ دو روزی شبیه هم نبوده برام ... امیدوارم سالهای عمرت سه رقمی ب...
15 دی 1391

متین خوردنی

  بذارم ببینم چی داخل پاکته بقیه عکسهارو درادامه مطلب میذارم:           بذارم ببینم چی داخل پاکته   چیپسه بذاریکی شو بردارم   ازنوع فلفلی چرا گریه میکنی متین جان؟ متین:من چیپس ام میخوام مامانی اونو ازم گرفته مامان:متاسفم مامانی چیپس ضررداره ودرادامه کاکائومی خورم ... مامان چیپس رو ازت گرفت وکاکائو داد دستت که هم آرومت کرده باشم هم عکس العملت دربرابرکاکائو ببینم که برای اولین بار میخوردی. بذار درشوبازکنم ببینم چی داخل جعبه است بذار درشوبازکنم ببینم چی داخل جعبه است کاکائو حالا که همشو ...
15 دی 1391